برچسب:
نویسنده: نرگس نجفی
برچسب:
نویسنده: نرگس نجفی
برچسب:
نویسنده: نرگس نجفی
برچسب:
نویسنده: نرگس نجفی
برچسب:
نویسنده: نرگس نجفی
برچسب:
نویسنده: نرگس نجفی
لنگ ظهر بلند شدم صبحونه نخورده رفتم فطائر بخورم..طرف عرب زبان بود،یه ساعت فکر میکردم چطور صحبت کنم؟ با زبون عربی؟ یا زبون اشاره؟رفتم با زبون اشاره بگیرم.گفتم واحد از اینا میخوام..گفت: واحد؟گذاشت بپزه
برچسب:
نویسنده: نرگس نجفی
برچسب:
نویسنده: نرگس نجفی
برچسب:
نویسنده: نرگس نجفی
برچسب:
نویسنده: نرگس نجفی
برچسب:
نویسنده: نرگس نجفی
برچسب:
نویسنده: نرگس نجفی
برچسب:
نویسنده: نرگس نجفی
برچسب:
نویسنده: نرگس نجفی
برچسب:
نویسنده: نرگس نجفی
الان حس میکنم تو رویام *_* حدود دو ساعت از هیجاناتم ^_^ گذشته و ضربان قلبم از ۸۴ رسیده به ۱۲۸ و حالم خوبه. دارم خل میشم الان یکی باشه جمعم کنه به کار و زندگیم برسم. تو خیابون سه بار نزدیک بود تصادف کن
برچسب:
نویسنده: نرگس نجفی
برچسب:
نویسنده: نرگس نجفی